تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic در ستایش جاودانگی - sleep,sleep,sweetheart
Just Death Never Tell A Lie

 

باد شبانه تو را محو کرد.

با شوق شدید ، با لبخند و به آرامی تو را بلعید.

بیارام ، بیارام ، معشوقه من

در رؤیا ببین و فراموش کن رنج و بدبختی مان را

تبی کشنده در زمین مرده آشکار شد ،

اما مظهر روح و وعده گاهمان همچنان باقی و پابرجا و نامیراست0

من نمی توانم دوران عظمتت را نجات دهم

دستهایت را رها نخواهم کرد

پس بخواب در راه این دوران

بیارام عزیز من

و آرام و ساکن همچون خدایمان ناپدید شو...

متحیرم هنگامی که چشمانت بسته اند

و نمی بینم این جهنم را در زمین

بیارام ، بیارام ، معشوقه من

 وهرگز برنخیز.

تو برای این چنین پوزخند دردهای این دنیا ساخته نشده ای

چشمهای درخشانت ، آنها دیگر نیستند

بیارام به خوبی.

رگ ها سرد شده اند و از جریان باز ایستاده اند ، سایه ها پنهان مانده اند ، پنهان مانده اند

من آرزو کردم و از ته دل خواستم که پرتوها و تابش های مقدس و پاک و ناب تولدی دوباره یابند ،

یک پاکی و تقدس غرورآمیز برای زدودن تباهی های مسیرمان...

تبی کشنده در زمین مرده آشکار شد ،

اما...

مظهر روح و وعده گاهمان همچنان باقی و پابرجاست ،

همچون رقص مارها بعد از پایان یافتن خزش سمی شان!

من زمزمه می کنم تا آنجا که گونه هایت سرد مانده اند

و به آرامی و در سکوت نفسهایت را می ربایند.

 

Darkseeed

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/15ساعت 14:58  توسط   |