|
Just Death Never Tell A Lie
|
ماهیت اصلی انسان چیست؟به نظر می رسد که زمینه و زیر بنای نظریه های فعلی
شخصیت را نگرشی فلسفی نسبت به ماهیت اصلی انسان تشکیل می دهد.برای مثال یک نظریه ،
انسان را موجودی دارای قدرت انتخاب و تصمیم گیری به حساب می آورد(دیدگاه تعقلی) و
دیگری انسان را موجودی تابع سایق ها ، بی اراده و نامعقول (دیدگاه حیوانی)؛ نظریه
سوم انسان را موجودی می داند که به طور خودکار به محرک های بیرونی واکنش نشان می
دهد(دیدگاه ماشینی)، در حالیکه دیدگاه چهارم انسان را به صورت یک نظام پردازش و
شبه رایانه می بیند(دیدگاه رایانه ای).
نظریه پردازان حامی دیدگاه های مختلف ، هر یک تجارب متفاوتی از زندگی داشته و
تحت تاثیر سنت های تاریخی مختلفی بوده اند.بنابراین ، نظریه های شخصیت ، علاوه بر
شواهد و حقایق علمی، تحت تاثیر عوامل فردی، روح فرهنگی زمان و آن دسته از فرضیات
فلسفی قرار دارند که ناشی از عضویت در فرهنگ خاصی است.
نظریه ها اگر چه بر اساس اطلاعات موجود به دست می آیند،به طور انتخابی بر نوع خاصی از داده ها تکیه می کنند و این
دانسته ها نیز فراتر می روند و در نتیجه می توانند تحت تاثیر عوامل شخصی و فرهنگی
قرار گیرند.
در ساختن نظریه های روان شناختی ،تا حدودی، درباره خودمان صحبت می کنیم.این امر به خودی خود، مشکلی ایجا د نمی کند.عوامل شخصی موثر در یک نظریه وقتی مشکل آفرین می شود که به این تجارب بیش از بقیه اهمیت بدهد و از شواهد تحقیقی غفلت کند.