تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic در ستایش جاودانگی
Just Death Never Tell A Lie

 

 

 

صداي آنرا مي توانم بشنوم

من مي توانم نواي آن كلاغ را بشنوم

 

دفن شده و از ياد رفته شده ، در اين سايه هاي پايان يافته

من پرنده بي آواز منتظر آشيانه كسي براي استراحتگاهم

نفس نفس زدن براي اعتمادي كه شبيه يك پناهگاه هست

خواستن سفر شهواني كه دوام داشته باشد

 

اكنون ، من مي توانم ببينم ... او از شادي پرواز مي كند...

بانويي در تاريكي ... مرا به ياد نواي كلاغان مي اندازد...

بانوي برهنه ... دعاهايي من تا ابديت

بطوريكه من با بالهاي شهوت به جاي تسخير ناپذير فرود بيايم

 

ميانه شب كلاغ با رقص ديوانه وار

به آرامي بالهايش را در آغوش مي گيرد

وقتي سرود سخاوتمندش توسط بادهاي خسته نواخته شده

با شكست دادن سكوت فريادها در آرامش

 

مي توانم ببينم.....سايه مهتاب را

جنگل خوشي........درختان معرفت

اين آسمان پرهيزگاري....ابرها با دردهاي فروان

اين رودخانه بي پايان كه دارد من را در تاريكي قورت مي دهد

 

با من برقصيد........تا ابديت

 

چشم هايم دارند با اين بينش ها و روياهاي گم شده خونريزي مي كنند

هر اشك من ، براي هر لحظه سكوت اين خواسته

من براي اين شب جاويدان در سرزمين رويايي بيدار مي شوم

در پرستشگاه بلورين ، در اين عمر دائمي

اينجا شعله ها هستند كه قلب من يخ زده است

آن تاريكي كه من را روشن نشان مي دهد.

 

 

Desire

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/06ساعت 2:49  توسط Sinistral  | 

 

 

اين جا کنار آتش مي نشينم

 

شعله هاي تلخ مي، جان نحيف ام را گرم مي کند

 

در اين جا در تنهايي مي نوشم و به خاطر مي آورم

 

زندگي اي را که نقش اندوه او بر آن حک شده است.

 

در اين جام، زهر عشق است

 

چرا که عشق، زهر زندگي ست.

 

جام را خالي کن، آتش را دامن بزن

 

و اميد نافرجام را از ياد ببر.

 

 

گم شده در فلاکت عشق

 

هوس هايي که مي کاريم و درو مي کنيم.

 

گم شده در فلاکت زندگي

 

اين مسيري که مي پيماييم.

 

 

به سلامتي عشق که بيماري ست،

 

شهد بزرگ روح.

 

به سلامتي زندگي که شرارت است،

 

پيام آور بزرگ تيره روزي.

 

در اين جام، مايع سوزان

 

چرا که اين شهد روح است.

 

تشنگي ات را فروبنشان، اندوه را محو کن

 

و ديروزهاي سرد را از ياد ببر.

 

 

گم شده در فلاکت عشق

 

غم هايي که مي کاريم و درو مي کنيم.

 

گم شده در فلاکت زندگي،

 

اين مسيري که مي پيماييم...

 

 

 

AGalloch

 

 

با تشكر از نيما

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/03ساعت 3:49  توسط Sinistral  |