|
Just Death Never Tell A Lie
|
فرود موسیقی راک:
فرود موسیقی راک آغاز شده بود.موسیقی دان ها خوب آن قدر بد نواختند که خواننده ی آن چهار جوانی که بعد ها قرار بود سبکشان یک چهارم بازارهای ایالت متحده را تسخیر کند،در نخستین مصاحبه تلویزیونی گروهش،به نمایندگی ازسوی متالیکایی که هنوز شکل کامل نگرفته بود،بگوید:«همه ی آنها (گروه های موسیقی) فقط یک آشغال هستند»،و دیگر اعضای گروه ، نامهایی بزرگ را به زبان بیاورند تا همه به طعنه بخندند.
اما همه خوانندگان و نوازندگان سبک راک،«فقط یک آشغال » نبودند.زاپا هنوز هم یک تنه می ساخت ، می نواخت و تهیه می کرد و ضبط آهنگهایش را خودش در کمپانی مستقل خودش انجام می داد.اما او بسوی موسیقی جنون (Lunatic ) تغییر مسیر داده بود.شاید می خواست مانند آلبوم freak out که سبک راک با آن شروع شد،سبک جدیدی را به دنیای موسیقی عرضه کند ، اما هرگز نمی باید دیگر مانند آن آلبوم که بهترین آلبوم اول(Debut) در بین تمام گروه های موسیقی دنیا شناخته شده است،ناهنجاری های «رویای آمریکایی» را فریاد می کرد.شاید او هم به سر نوشت وحشتناک دیگر دوستان و همکارانش دچار می شد اگر باز هم در اولین آهنگ آلبومش فریاد می کشید:«آقای آمریکا سعی کن پوچی درونت را پنهان کنی.آقای آمریکا مدرسه هایت را تعطیل کن که چیزی نمی آموزند.و...»
هر چند زاپا بعدا باز هم آمرکا را با همه هبیتش مسخره کرد.آمریکایی ها وقتی فهویدند زاپا کاندیدای مستقل مظهر اقتدار کشورشان،یعنی ریاست جمهوری شده است،آن قدر تکان خوردند که حتا در سال 1992 هم نتوانستند خود را کنترل کنند و تقریبا بلافاصله بعد از اعلام خبر نامزدی او برای ریاست جمهوری آمریکا ،چندین تن او را به مرگ تهدید کردند.زاپا در سال 93 مرد و دو سال طول کشید تا بتواند پس از مرگ وارد تالار مشاهیر راک اندرول شود.در حلی که همه سعی در فراموش شدن این شرقی تبار دارند،دیکشنری اصطلاحات انگلیسی slang هنوز هم با او غنی تر و موسیقی آوانگارد «ای تونال» با کشف آثار او غنی تر و پر طرفدار تر می شود،در حالیکه در زمان حیاتش کمتر کسی به نواختن آثار زاپا می پرداخت،ارکستر های سمفونیک اکنون آثار او را اجرا می کنند.اما در هر صورت زاپا دیگر فردی نبود که مثلا در جنگ نفت (خلیج فارس)همانند جنگ آوریکابا ویتنام یک شنبه - دقیقا یک شب پس از شروع جنگ-آهنگی بر ضد آن بسازد:«من نمی خواهم به زور به سربازی بروم»(I dont wanna get drafted).زاپا در هر صورت در رویارویی با تریبر گور ، همسر معاون آینده کلینتون ، ال گور،شکست خورده بود:همسر ال گور-که در همان زمان هم جزو همان 1000 فامیل معروف آمریکا محسوب می شد ، در مقابل شعرها و مواضع این هیپی های کهنه موضع گرفت و آن قدر به این کار ادامه داد تا توانست بر خلاف قانون اساسی آمریکا ، شرکت های موسیقی را ترغیب به سانسور آثار افرادی مانند زاپا کند،این هم از جنبه سیاسی قضیه که کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
اما راهی که امثال زاپا و گروه جادویی کاپیتان بیف هارت با تغییرات صداها و استفاده صداها و استفاده وسیع از افکت ها شروع کرده بودند،ادامه داشت.آلسی کوپر همان طور که اولین بار زاپا بر جلوه ی دیداری تاکید کرده بود،مانند استادش به پر طرفدار کردن گروههش علاقه داشت و از نو آوارتر بود،او ماری زنده به گردنش می انداخت.
زی زی تاپ(z.z.Top) با اشعاری ساده و گاه مبتذل(از لحاظ هنری)مردم را با صدای گیتارهای دیستورشن آشنا می کرد.ولی آنان به قدری از تفکر که اعضای گروه متالیکا در همان مصاحبه برای تمسخر،آنان را به عنوان گروه مورد علاقه شان معرفی می کردند و می خندیدند.
اما محبوبان متالیکا و امثال آنها، گروهای دیگر بودند.گروهی که مردم احساس می کردند با بردن صفحه های گرامافون آنها به خانه،آنجا تحت تاثیر شیطان قرار می گیرد.گروهی که مردم از آنها و صدای شیطانی خواننده شان ،اوزی اوزبورن می تر سیدند:بلک سبث که نامشان را از فیلمی به همین نام انتخاب کرده بودند.البته اکنون آنها آن قدر ترسناک که می نمودند،نیستند.همانطور که نام دیگر مورد علاقه متالیکا،آیرون میدن هم که در قرون وسطا نام وسیله شکنجه ای در انگلیس بود دیگر آن قدر ترسناک نیست.
گروه های مانند دیپ پریل و لد زپلین با دانش بالای موسیقی،صحنه ها را تسخیر کرده بودند.گروه کیس با چهره های رنگ شده،موسیقی راک اندرول و زبان درازی،و گروه واسپ با خوردن گوشت خام و کشتن جوجه هایی بر روی صحنه اجرای کنسرت و گروه میسفستز با موسیقی اساطیری نه چندان پر بارشان مردم را سرگرم می کردند.
اما حرکات پانک ها با دوختن لبهای مارگارت تاچر به وسیله سنجاق قفلی بر روی صفحه گرامافون «هرج و مرج در بریتانیای کبیر» توسط سکس پیستولز پا گرفته
بودند و نامیدن «پینک فلوید» به عنوان دایناسورهای ومسیقی راک مشهورتر نیز می شود به نحوی دیگر در انگلیس ادامه داشت.آنها با تکرار آهنگهای سه آکوردی ساده احمقانه و پر احساس اما از لحاظ تکنیکی بسیار کم مایه،ادامه راه را برای خود نا ممکن اما راه را برای گروه هایی مانند ونوم و دایاموند هد و موتورهد باز کردند. بین این سه گروه،ونوم آلبومی به بازار عرضه کرد که دنیای شنوندگان دقیق موسیقی خشن را تغییر داد. سبک تفکر و موسیقی این گروه که بعد ها متال سیاه(Black metal) نام گرفتترکیبی ازشیطان پریتی،عصبانیت و جنون.جنون ونوم آن قدر شدید بود که حتا جیمز هتفلید جوان،خواننده ی کله شق متالیکا هم جرئت نمی کرد به این گروه-که خواننده اش سوسک زنده را از روی زمین برمی داشت و می بلعید، نزدیک شود.موسیقی ونوم هم آن قدر عجیب و غریب بود که حتا جوانانی که در حکم کار آموزان و نوچه های ونمو به شمار می رفتند نیز حاضر نشدند شیوه های آنان را در گروه خود،سیلر(slayer) دنبال کنند.گر چه موسیقی سلیر از موسیقی ونوم سریع تر و خرکی تر و وحشتناک تر بود.
ونوم فقط توانست موضوعات کریهی را بعضا مورد توجه بسیارب از گروه های سبک مختلف متال (غیر از heavy metal) قرار می گرفت ،مطرح کند.
لارس اولریک نوازنده ی دراز متالیکا حق این گروه را بعد دستکم در گفتار ادا کرد:«اولین آلبومی که ونوم به بازار عرضه کردند،به جهنم خوش آمدید یک اثر کلاسیک بود،نشانه ای از زایش سبک هایی مانند ثرش متال،بلک متال،دوم متال،دث متال،شما نمی توانید این افتخار را از آنها سلب کنید.»
کری کینگ گیتاریست و آهنگساز گروه سلیر هم بعد ها گفت:«ونوم اولین گروه ثرش متالی بود که آثار ضبط شده اش را شنیدم.این گروه ما را برای بهترین بودن به جلو هل دادند.»اما مردم معتقد نیستند که ونوم یا سلیر بهترینند دستکم فروش زیاد آلبوم های متالیکا خلاف این ادعا را ثابت می کند.
در آخر لازم به ذکر است که نام هوی متال،نخستین بار در کتاب naked lunch، اثر ویلیام بارو در سال 1959 به کار برده شد.این نام در سال 1968 در آلبوم
born to be wild اثر گروه steppen wolf در آهنگی درباره ی «رعد فلز سنگین» بیشتر مطرح شد.
اینم از ریشهای موسیقی متال که part3 به پایان رسید.....
خوب من فعلا می خوام خیلی فصیح تر این موسیقی رو بررسی کنم . اگه دوست دارین یه موضوعی رو پیشنهاد بدین تا در موردش بحث کنیم؟؟؟؟
اگه نظری نبود من« مقایسه موسیقی مردمی و موسیقی متال » رو بررسی می کنم.فعلا....