تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic در ستایش جاودانگی
Just Death Never Tell A Lie
جنس صدای موسیقی متال

صدای اتصال سیم های برق فشارقوی به اضافه صدای ضجه گرگدن زخمی به اضافه صدای کشیده شدن میخ آهنی بر روی شیشه به اضافه صدای کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه به اضافه صدای سیفون دستشوی به اضافه صدای موتور اتوموبیل فرمول یک به اضافه کلیه صداهای ناهنجار دیگر مساوی است با صدای موسیقی متال.
تعریف طنز گویانه ای است که دریکی از مجلات کشور چاپ شد و اعتراض های فراوانی را در پی داشت
از منظری خارجی نشان دهنده آن چیزی است که شنوندهی نا آشنا می تواند از طریق گوش دادن به موسیقی متال بشنود. سازبندی اصلی در سبک متال عبارت است از:دو الکتریک،یک گیتار بیس(bass) ،یک ست خیلی کامل درامز(Drums ، که به غلط در ایران «جاز» خوانده می شود) و یک خواننده - که در برخی مواقع متل گروه depressive age به دو خواننده اصلی افزایش می یابد.
صدای گیتار های دیستورشن برای شنونده عادی به گونه شگفت انگیزی شبیه صدای ساییده شدن سنگ یا قطعه های فلز توسط دستگاههای ساب (که اصطلاحا «جت» یا «سنگ» نامیده می شوند)است.ریتم هایی که توسط گروهای متال اجرا می شود،بسیار شبیه صدای دستگاه های سوراخ کننده آسفالت خیابان ها است و در بسیاری از موارد صدای بر خورد شدید قطعات فلزی به یکدیگرند و به دلیل ایجاد همین صداست که نام «متال» برازنده این سبک است.


صدا

صدا و چگونگی ضبط در موسیقی متال نقش بسیار عمده ای دارد. تکنیک ضبط چند لایه ای در اکثر موارد به کمک نوازدگان این سبک می آید و آن گونه که بیتل ها(و بیشتر ار آنها،فرنک زاپا)آغاز کننده جریان بودند،هر سازی با دقت و وسواس و به تنهایی نواخته می شود و گاه پیش می آیدکه چهار گیتار یا بیشتر،
نت های مختلفی را می نوازند که روی هم رفته موجب ایجاد هارمونی قابل قبول و زیبایی می شود(مثل آهنگ one متالیکا 1988).قسمت های خاصی از موسیقی بر روی ناحیه جغرافیایی با پیک آپ(pickup)های خاصی،صداهای زیبا تر ،خشن تر،جذاب تر و...دارند که در استودیو های ضبط قطعات مویسقی متال، با تکه تکه ضبط کردن حتا سولو(solo)ی یک آهنگ،از تمامی ظرفیت های تکنیکی برای عرضه موسیقی زیباتر و شنیدنی تر استفاده می شود. مثل سولوی آهنگ the shortest straw (متالیکا،1988).

در همین جا می توان اشارهی به نقش تهیه کنندگان در جنس صدای گروها داشت.تهیه کنندگان-بر خلاف آنچه در ایران شاهد آنیم- بسیاری از مراحل فرا گشت تنظیم صدا ،سازها،ضبط،میکسو...را که بسیاری زمان می برد و شاید خسته کننده باشد بر عهده می گیرند و تاثیر فراوانی دبر کلیت صدا و موسیقی گروه دارند.
مثلا مایک کلینک که تهیه کننده آلبوم های appetite for destrution برای گروه گانزن روزز و آلبوم rust in peace برای گروه مگادث بود، معمولا آثاری با شفافیت صدای فراوان و اصطلاحا ترو تمیز به بازار عرصه می کند در صورتی که فلمینگ رزمیوزن صدای قوی و توپ تری را می سازدکه مهمترین نمونه های آن در and justice for all (متالیکا 1988) و covenant (morbid angel 1990)
قابل شنیدن است.
میزان آشنایی با جنس یک صدا نقشی به سزا در تعیین علاقه مخاطب به گونه ای از موسیقی که درآن همان جنس صدا قابل شنیدن باشد و میل به تکرار شنیده ها نقشی مهم در گرایش افراد به یک گونه موسیقی ایفا می کند. در زمان هایی که مردم بر خلاف عصر ما این قدر از طبیعت فاصله نگرفته بودند صداههای طبیعی سازهای آکوستیک مانند ویولونسل،ویولون، چنگ، فلوت، ارگ و غیره-که هر کدام منعکس کننده طیفی از صداهای طبیعی هستند-مورد توجه عده کثیری از مردم قرارمی گرفت.مثلادر قرن 18 و 19 میلادی بسیاری از آثار باخ یا هندل موسیقی مردمی(پاپ)محسوب می شدند.هنوز هم مثلا سونات مهتاب یا فورالیز بتهوون یا کنسرتوی ایتالیایی باخ آن قدر مورد توجه مردم هستند که بتوان آنها را در طیف آثار مردم پسند طبقه بندی کرد.
حالا هم با گستر دگی وحشتناک صداهای ماشینی:صدای دستگاهای مکانیکی،کارخانه ها،موتور خانه ها ماشین اصلاح در در آرایشگاها(که صدایی به غایت زننده دارند) و همچنین تکرار صداهای محرک و خشن از قبیل صدای شلیک گلوله و شکستن استخوان ها در رادیو و تلویزیون و سینما (که صداهاییاند که قاعدتا چندان در زندگی طبیعی یک انسان بهنجار قابل شنیدن نیستند) چندان شگفت انگیزنمی نماید، اگر شاهد گرایش مردم به گونه ای از موسیقی باشیم که ویجگی های همین نوع از جنس صدا را دارد و حتا گاه از همین صداها در متن آهنگ های خود استفاده می کنند.مثلا گروه موسیقی بول ثروار در تنها آهنگ معروف خود دقیقا به ایجاد و تکرار صدای موتور خانه ی کارخانه ها می پردازد و یا گروه ونوم(venom) از صدای زنجیری برقی که در فلزی استودیوی ضبط آلبوم آنها فشرده می شد،در ابتدای یکی از آهنگ های خود استفاده می کرد. به همین ترتیب با استفاده از میلیون ها صدایی که می توان توسط افکت ها ایجاد کرد، صدای گیتار جوستریانی هم که موسیقی دان سبک متال محسوب نمی شود را می توان شنید که با احاطه شگفت انگیزی که بر صدای گیتار و وسایل اضافی آن دارد،صدای حرکت لوکوموتیو و همچنین صدای بسیار شیبه به نوای حرکت هواپیما را با گیتار خود تولید می کند.
در جایی از قول یکی از رهبران ارکستر نوشته شده بود که «عادت کردن به شنیدن موسیقی کلاسیک مهمترین مرحله در آشنایی با این نوع موسیقی است».آشنایی با صداهای خشن-در مقام مقایسه-باز کننده مسیری برای شنیدن موسیقی متال است و مجبوریم بپذیریم که اکنون یافتن نوای غرش توفان،صدای باد،بارش باران،موج دریا و دیگر صداهای طبیعی در زندگی ماشینی ما دشوار تر است تا یافتن صداهای خشن.
صداهای خشن برای بیان حس هیجان و جنبش بسیار توانایند،پس شگفت انگیز نیست که موسیقی متن برنامه های ورزشی خشن باشند و جزولاینفک بازی های پرزدوخورد و قتل و کشتار کامپیوترای،موسیقی خشن و صدای دیستورت شدهی گیتار های الکتریکی(البته تولید شده توسط سینتی سایزرهای کامپیوتری)باشد و همین یک عامل کافی است تا مخاطبان بالقوه فراوانی و آشنایان زیادی با جنس صدای موسیقی متال ایجاد کند.
مجموعه های کارتونی پر خشونت را هم کنار همه ی اینها بگذارید تا بدانید که حتا صدا و سیمای ما هم از موسیقی متال بی بهره و بر کنار نمانده-چه برسد به خارجی ها-و آهسته آهسته آن قدربا صداهای خشن آشنا شده اند که حتا در ملایم ترین گونه های موسیقی مردمی هم می توان شنونده ی
گوشه هایی از این جنس صدا بود.روی هم رفته صدای متال دیگر چندان نا آشنا نیست و مخاطبان به راحتی می توانند آن را- که برای بزرگ سالان خیلی عجیب و گوش آزار است - تحمل کنند

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/05ساعت 3:29  توسط Sinistral  |